اول و آخر ...خدا...

ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ به خودم میگویم :
در دیاری که پر از دیوار است
ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟!
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ؟!
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ ...
ﺣﺲ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺑﺸﮑﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ، ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺩﺍﺭﯼ !
ﭼﻪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟! ﺗﻮ " خدﺍ " ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ " ﺧﺪﺍ " ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ...

نوشته شده در
ساعت توسط بانو | ارسال نظر(1)

جمعه ... غروب ... گریه ی بی اختیار من...

 
 
 
تنها ترین امام زمین، مقتدای شهر.
 
تنها، چه میکنی؟تو کجایی؟کجای شهر؟
 
وقتی کسی برای تو تب هم نمی کند.
 
دیگر نسوز این همه آقا به پای شهر.
 
تو گریه میکنی و صدایت نمی رسد.
 
گم می شود صدای تو در خنده های شهر.
 
تهمت،ریا و غیبت و رزق حرام و قتل.
 
ای وای من چه می کشی از ماجرای شهر.
 
دلخوش نکن به "ندبه"ی جمعه، خودت بیا.
 
با این همه گناه نگیرد دعای شهر!
 
اینجا کسی برای تو کاری نمی کند.
 
فهمیده ام که خسته ای از ادعای شهر.
 
گاه از نبودنت مثلا گریه می کنند. 
 
شرمنده ام! از این همه کذب و ادای شهر.
 
هر روز دیده می شوی اما کسی تو را.
 
نشناخت ای غریبه ترین آشِنای شهر.
 
جمعه...غروب... گریه ی بی اختیار من.
 
آقا دلم گرفته شبیه هوای شهر......
 
 
اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در
ساعت توسط بانو | ارسال نظر(12)

آخرین نگاه تو...

سلام داداشی خوبی؟!
دلم برات از هر روز تنگ تر شده . اون بالا جات خوبه که اینقدر زود رفتی؟!  یادنه همیشه میگفتی کی بشه دایی بشی ؟! چند ماه دیگه دایی میشی کجایی که ببینی و ذوق کنی .....
داره ششمین سال جداییمون میرسه  ... ششمین سالگرد پر کشیدنت ...
ای کاش میشد به شش سال پیش برگشت  ای کاش میشد دوباره همه پیش هم باشیم ...
دلم میخواد یه بار دیگه ببینمت و بغلت کنم و تو ادای دلتنگی منو دربیاری و من بخندم ...
داداشی هنوز رفتنت رو باور ندارم  و به این هوایم یه روز برمیگردی ولی همش یه خیال ... یه خیال...
دلم برات تنگ شده قد یه دنیا ...

 

 


نوشته شده در
ساعت توسط بانو | ارسال نظر(9)

post

 دلم گرفته حتی از تو...

امشب خسته تر از دیروزم ...کاش میشد گوشه ای نوشت ،خدایا خستم صبح بیدارم نکن


نوشته شده در
ساعت توسط بانو | ارسال نظر(9)

post

رفیق :)
گذشته جای ماندن نیست
خاطرات کهنه و دل آزار را رها کن
جلو جلو هم ندو که از نفس می اُفتی
حال را دریاب تا حالت خوب باشد!
چایت را دم کن
صدای موسیقی را کمی بلند
بایست مقابل پنجره
عمیق نفس بکش و فکر کن به هیچ چیز!
به هیچ چیز فکر کن
انقدر سخت نگیر رفیق
انقدر سخت نگیر !


نوشته شده در
ساعت توسط بانو | ارسال نظر(9)