رویا...

بهترین ها همیشه میمانند ، شاید جلوی دیدگان نباشند، اما در دل ماندگارند...

دیشب خوابتو دیدم... به حدی واقعی به نظر میرسید که خودمم باورم نمیشه ،  حتی الان هم میتونم گرمی دستاتو حس کنم 

دیشب اصلا به فکرت نبودم  ولی تو خودت به خوابم اومدی . چطوریه که وقتی به یادتم خبری ازت نیست وقتی میخوام فراموشت کنم یهو یاد و خاطراتت برام مرور میشه؟ 

چرا حس کردم غمگینی؟ غم و تو چشات میدیدم .چشات کلی حرف نگفته داشت و من چه ساده تو خوابم از کنارت گذشتم 

تو خوابم داشتی ازم گلایه میکردی که من رفتم ولی ببین من هستم ولی تو نیستی ...

و من عجیب خواستار ادامه ی خوابمم که ناخواسته با بیدار شدنم تمومش کردم ...

 
 
 

نوشته شده در پنج‌شنبه 30 آبان 1398
ساعت 11:13 توسط بانو | ارسال نظر(0)