اخرین حرف

اسمشو گذاشتم برادر مجازی ولی اونطرف یک آدم حقیقی نشسته ... وقتی از دلتنگی ها و آشفتگی هام براش میگفتم ، برام وقت میذاشت و نگران میشد و من مطمئن میشدم که حقیقه ... هرچند کنار هم نبودیم و حتی صدای همو نشنیدیم . خیلی وقته منتظر کوچکترین خبر از طرفشم . فکر کنم انتظارم بیهودست دیگه نمیخوام منتظرت باشم ببخش که توقع بالایی ازت داشتم ... اومدم خداحافظی کنم . مرسی که به یادم بودین و بهم سر میزدین ولی باید برم دلم به بودن نیست . اینقدر فهمیدم ک این دنیای مجازی و اعضاش ثبات ندارن نباید بهشون وابسته شی چون بهت لطمه میزنه . تو دوست گلم ک اینو میخونی خواهش دوستانه و خواهرانمو قبول کن ... منم ممثل تو دلتنگشم ولی تو برای خودت مهم تری ، پس گلکم مراقب خودت باش و ببخش که اینطوری میرم ،برای فراموش کردن کسی باید هر چیزی که به اون مربوط میشه رو هم فراموش کرد .کاری ک من میخوام بکنم... اگر در دنیای واقعی باهم رو برو میشدیم دوست خوبی برای هم میبودیم ... از دوستی با تو خوشحالم و از صمیم قلبم برات آرزوی خوشبختی و سلامتی میکنم دلت شاد و غمت کم باد...علی یارت 

 


نوشته شده در دوشنبه 27 آبان 1398
ساعت 19:18 توسط بانو | ارسال نظر(47)